عبدالله مستوفى

121

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

سفير ما هم وقتى نوبتش رسيد با من وارد تالار شده ، بعد از تبريك ، معرفى منهم به عمل آمد . امپراطور با من دست داد و امپراطريس جوان ، بقدرى افسرده بود كه در مقابل معرفى من جز لبخندهاى مصنوعى چيز ديگرى نتوانست بظهور رساند . وقتى كه من تعظيم كرده خواستم مرخص شوم ، دست خود را بلند كرد كه من هم على الرسم خم شده ، دست او را گرفته بوسيدم . درجه و اندازهء اهميت حوادث عالم با مواقعى كه در آن اتفاق ميافتند ، رابطهء خاصى دارد . البته امروز كه خانوادهء رمانف از بين رفته و امپراطور و امپراطريس و دخترها و پسر و وليعهد او را بالشويكها در توبولسك گلوله پيچ كرده و جنازهء آن‌ها را سوزانده و استخوان‌هاى آنها را با جوهر گوگرد نابود كرده‌اند ، حادثهء روز 6 يا نوار 1905 خيلى جزئى به نظر ميآيد . ولى در آن روز اين واقعه يكى از بزرگ‌ترين حوادثى بود كه براى امپراطورى روسيه پيش آمده بود . در موقع جشن خاج‌شويان ، بتوپ بستن مقر امپراطورى ، آن هم از قلعهء نظامى كه افراد آن جانبازى در راه امپراطور و خانوادهء او را قسم خورده‌اند كار كوچكى به نظر نميآمد . از همين واقعه ممكن بود وقايع آينده را پيش‌بينى كرد . يكى از خصائص سلطنت استبدادى اينست كه كمتر اتفاق ميافتد كه در قضاياى مهم ، مردم از ريشه و حقيقت امر خبردار شوند زيرا مصلحت حكومت در پنهان داشتن حقايق است . اين قضيه ، البته در روزنامه‌ها منعكس نشد . با اينكه همهء مردم پطرزبورغ از حادثه خبر داشتند ، در مجالس و محافل چيزى از آن گفته نميشد . بعد از چندى باز هم همانطور محرمانه ، مردم بهم ميگفتند كه بعد از تحقيق معلوم شد اشتباها فشنگ چهار پاره‌دار لاى فشنگهاى سلامى افتاده بوده و كسى مقصر نيست . ولى باطن امر البته غير از اين بود و شايد عدهء زيادى از رؤساء و افراد نظامى فداى اين حادثه شده و همچنين عدهء زيادى از افراد غيرنظامى ، بجرم دوستى با نظامىهاى مربوط ، در اين امر جان سپرده باشند . طرز شرفيابى نمايندگان سياسى در دربار روسيه در سال‌هاى قبل ، دعوتهاى رسمى از نمايندگان سياسى خارجه خيلى به عمل ميآمده ولى در اين سال بواسطهء جنگ و حوادث داخلى ، جز همين يك دفعه كه آن را هم انقلاب‌طلب‌ها نگذاشتند بىحادثه بگذرد ، دعوت ديگرى به عمل نيامد . حتى در سال‌هاى بعد هم ، با وجود اينكه جنگ تمام شده بود ، چون دنبالهء انقلاب امتداد داشت فقط در روزهاى اول ژانويه در قصر تسارس‌كوىسلو كه در آنجا همه‌گونه پيش‌بينى در حفاظت خانوادهء امپراطورى ميشد ، هيئت نمايندگان شرفياب مىشدند و دائره‌وار در تالار بزرگى ، هريك برحسب تاريخ ورود رئيس هيئت ، گرد هم جمع مىآمدند و در يك گوشهء تالار خانم‌ها و در گوشهء ديگر رجال دربارى و بزرگان كشور ميايستادند . طرفين درى كه بايد خانوادهء سلطنت از آن در وارد تالار شوند ، دو نفر سياه ، با لباس و عمامهء سفيد عربى ، هريك نيزه‌اى در دست داشته ، ايستاده بودند . كنت هندريكف « 1 » رئيس تشريفات دربارى

--> ( 1 ) - Hendrikof